X
تبلیغات
اورمزدا - مكتب رئاليسم و تعليم و تربيت

اورمزدا

اوشتا اهمایی پهمایی اوشتا کهمایی چیت

مكتب رئاليسم و تعليم و تربيت

نظرية ارزشي رئاليسم :

 

هرچيزي كه با طبيعت سازگار باشد با مجموعة‌ طبيعي ارزشمند است. معيارهاي ارزشي بوسيلة عمل، عقل بر اساس تجربه هاي انسان بوجود مي آيد. قضاوت و داوري مبتني بر ارزش اگرچه ظاهراً جنبة ذهني دارد اما بر حواس مبتني است و ارزشهاي فردي زماني قابليت پذيرش دارند كه با معيارهاي اجتماعي و اعتقادات عمومي جامعه منطبق باشند زيرا عقيدة عمومي منعكس كنندة واقعيت است.

 

تعليم و تربيت در مكتب رئاليسم :

 

صاحبان اين مكتب معتقدند كه تربيت بايد بيشتر برحواس مبتني باشد براي ادراك حسي بيشتر از فعاليت مجرد حافظه ارزش قائلند. اينان معتقدند كه قواعد و اصولي را كه تعليم و تربيت بر آن استوار است مي توان از طبيعت كشف كرد و بدست آورد. در اصول فلسفة تربيتي رئاليستي به دو نكته توجه شده است :

الف) گنجاندن مواد آموزشي مربوط به علوم طبيعي به جاي مواد ادبي محض در برنامة درسي

ب) اعتماد به بررسي و بحث علمي و تفكر منطقي و برخورد تجربي با پديده ها

 

خلاصة نظرات تربيتي رئاليسم  :

 

هدف تعليم و تربيت : كودكان بايد زندگي سالم و خوب ياد بگيرند. هدف از تعليم و تربيت بايد مواجه ساختن آنها با واقعيت هاي زندگي باشد و تربيت كودكان به گونه اي باشد كه از زندگي درست بهره مند شوند، روشن و درست بيانديشند و داراي اخلاق نيكو باشند.

در اين سيستم تربيتي دانش آموز بايد هدف اصلي باشد نه وسيلة رسيدن به هدف. توجه به استعداد و رغبت دانش آموز، تربيت نيروي تمركز فكر، فراهم آوردن امكان كنجكاوي و تفكر و فعاليت در كشف حقايق بايد در تربيت مورد توجه قرار بگيرد.       

 

ديدگاه مكتب رئاليسم در بارة مربي:

 

براي معلم مقام ارجمندي قائل هستند و معتقدند كه معلم مسؤول است كه دانش آموزان را به فعاليت و تجربه و تعقل وادار كند. امكان بحث و انتقاد به ايشان بدهد و كنجكاوي آنها را برانگيزد. در اين مكتب، آنقدر براي معلم ارزش قائلند كه مي توان گفت معلم را محور تقويت و تعليم مي دانند. در اين نظام فكري، معلم مسؤول آموزش مواد و موضوعهاي درسي است و بايد انضباط كلاس را از طريق پاداش و كنترل و جلب توجه كودك و فعال نگهداشتن او برقرار و حفظ نمايد.

 

ديدگاه مكتب رئاليسم در بارة تدريس:

 

در اين مكتب معلم موظف است از طريق وادار كردن دانش آموز به فعاليت از او بخواهد حقايق را به ياد بسپارد، مطالب مختلف را توضيح دهد و مقايسه كند. با كشف و تعبير و تفسير روابط، معاني و مفاهيم تازه پيدا كند. در اين سيستم تربيتي، ارزشيابي بسيار مهم است و بايستي كه در همة مراحل، آموزش با ارزشيابي توأم باشد و براي ارزشيابي از معيارهاي عيني و آزمونها استفاده شود. بعنوان انگيزش بايد موفقيتهاي دانش آموز مورد تشويق و تقويت قرار گيرد و وسيله اي براي افزايش فعاليتهاي مطلوب در او شود.

 

ديدگاه مكتب رئاليسم در بارة برنامة درسي:

 

اهميت دادن به موضوعات درسي، دقت در تنظيم آنها، رعايت اصول روان شناختي و يادگيري بطوريكه مواد درسي از ساده به مشكل و از بسيط به مركب جريان داشته باشد مورد توجه رئاليستها است.

مواد درسي در مكتب رئاليسم عبارتست از: علوم و رياضيات، علوم انساني و اجتماعي و ارزشها كه خود شامل هنرهاي زيبا و اخلاقيات مي باشد.

 

فلاسفة مشهور مكتب رئاليسم:

 

برتراند راسل، جان لاك، هربرت اسپنسر، هربارت و كمينوس

 

مكتب پراگماتيسم و تعليم و تربيت:

 

فلسفة پراگماتيسم به معناي فلسفة تجربي، آزمايشي و حسي است. اين فلسفه، يك فلسفة تمام عيار آمريكايي است كه منبع هر گونه تصميم گيري را عقل انسان مي داند و معتقد است كه ارزش هر انديشه و تفكري به فايدة عملي آن وابسته است. جان ديويي، فيلسوف آمريكايي بيشترين نظريه ها را در اين مكتب در زمان معاصر مطرح كرده است و معتقد است كه آنچه را كه به غرايض  انسان نسبت مي دهند محصول فرهنگ جامعه است.( اين نظريه در مقابل نظرية فرويد است)

 

جهان شناسي مكتب پراگماتيسم:

 

اساس جهان شناسي در اين مكتب، تجربه در مفهوم وسيع آن است. كه شامل ادراك، احساس، تفكر، قضاوت، مقايسه، توصيف، سير عقلاني و توجه به ارتباط امور با هم مي باشد. اينها معتقدند تجربه محصول تاثير متقابل فرد و محيط روي يكديگر است. از نظر پراگماتيستها واقعيت نهايي در تجربه ظاهر مي شود و جرياني است متغير و خلاق و در حال توسعه. تجربه و آنچه در وراي تجربه است قابل درك نمي باشد.

 

مباني تربيتي در مكتب پراگماتيسم:

 

در اين مكتب، مدرسة فعال و دانش آموز فعال مورد توجه است. كار اساسي مدرسه و تعليم و تربيت، انتخاب فعاليتهايي است كه منجر به پيدايش معرفت اساسي و فهم مفيد شود و در مرحلة دوم رغبت و علاقة شاگردان در انتخاب تجربيات، اهميت زيادي دارد. وظيفة معلم، تحريك و هدايت رغبت       مي باشد. مدرسه بايد مانند لانة زنبور باشد. معلم بايد به دانش آموز كمك كند تا با استفاده از      تجربه هاي گذشته، زمان حاضر و مشكلات آن را درك كند و تجربه هاي زمان حال را وسيلة   گسترش تجربه در آينده قرار دهد. از نظر اين مكتب، تربيت اگر فقط به حفظ معلومات و اطلاعات محدود شود؛ فاقد ارزش است. ارزش هر مفهومي در نتيجة عملي آن نهفته است. محيط كلاس بايد روح دموكراسي را پرورش دهد و دانش آموزان را متوجه ارزش فردي و قدرت عقلانيشان كند.

 

روش تدريس در مكتب پراگماتيسم:

 

روش تدريس كاملاً فعال، تجربي، برنامه ريزي شده و با توجه به رغبتها و انگيزه هاي دانش آموزان    و بر اساس فعال بودن آنها مبتني است. محور اصلي تربيت، دانش آموز است كه بايد آنچه را كه    براي زندگيش مفيد است بياموزد و تجربه كند. معلم بايد به دانش آموزان بايد مطالب تازه را بياموزد   و تا زماني كه مطلب جديد مورد توجه او قرار نگرفته و زمينه اي براي آموزش مطالب جديدتر فراهم نكرده مطلب ديگري به آنها نياموزد. زيرا اگر تجربه اي باعث انگيزش رغبت دانش آموز نشود؛      نمي تواند زمينة تجربة تازه تر را در او ايجاد كند. مطلب تازه بايد به عنوان وسيله اي جهت رفع اشكال و حل مساله ارائه گردد. اين روش تدريس به نظر جان ديويي همان روش تحقيق است كه داراي مراحل زير مي باشد:

1 ارائه مطلب تازه به عنوان وسيله اي براي حل مساله و رفع اشكال

2 فراهم كردن وسيلة دستيابي دانش آموز به اطلاعات و معلومات لازم براي حل مساله

3 هدايت دانش آموز در استفاده از اطلاعات جمع آوري شده، تهيه پيشنهادها، استنباط مفاهيم و معاني و بدست آوردن توضيحات آزمايشي و قضاياي تجربي

4 انتخاب راه حلهاي درست براي حل مساله

 

برنامه هاي درسي در مكتب پراگماتيسم:

 

محتواي مواد درسي بايد مسائل حساب، رياضيات ساده، تاريخ، جغرافي و علوم تجربي باشد كه بايد در ابتدا از تجربيات عادي زندگي افراد انتخاب شود. تجربه هاي فرد بايد غني شود و گسترش پيدا  كند و در جهت ارتباط با رشته هاي علمي قرار گيرد.

در جريان گسترش و ارتباط تجربيات فردي  با تجربيات علمي بايد اصل ارتباط و پيوستگي اين پديده ها مورد توجه قرار گيرد. قوانين و حقايق علمي را بايد ضمن آشنا كردن دانش آموزان به موارد استفادة اجتماعي اين قوانين، در زندگي روزمره مطرح كرد.

 

ارزشها و اخلاق در مكتب پراگماتيسم:

 

پيروان اين مكتب معتقدند هيچ اصل اخلاقي مطلقي وجود ندارد بلكه در هر مورد عملي را كه موجب موفقيت باشد، خوب و با ارزش مي شمارند. هر چه كه اعتقاد به آن براي زندگي معنوي و اخلاقي انسان سودمند باشد اخلاقاً خوب است و ديگر اينكه بطور طبيعي اخلاق ملاك ثابت، مطلق و تغيير ناپذيري ندارد.

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:38  توسط عليرضا  |